فاجعه
از بوی شب نیست
اگر صورت ماه پنهان است.
به ستاره هم می شود تاخت.
تاریکی فقط ظلمت نیست.
گاهی سکوت عاطفه ای کوچک٬
مرگ هولناک قناری قصه است.
گاهی هیولای وحشت
از دهان شب آب نمی خورد.
فاجعه .خاموشی ستاره هاست.
فاجعه ٬ سردی دلهاییست که به آواز هیچ بنفشه ای نمی سوزند.
فاجعه ٬ قتل عام بغض شاپرک کوچه ی دوستیهاست.
ماه من !
نزدیکتر بیا
سایه ی دستت را از نیاز سرم دریغ مدار.
فانوس دلم ٬دیگرسکوت هیچ ترانه ای نخواهد بود.
از روشنای مهر توست
اگر پس پرده های کور سپیده دمید.
من سهم تو را و آواز تو را ٬ ای زیبا ترین!
بر بلندای شکوه و فریاد هزار کاوه
هزار بار
هزار زندگی خواهم آویخت.
میم الف نیستان
+ نوشته شده در 2009/7/22 ساعت 21:35 توسط علی رامشخوار
|